رفتنی برو

دلم از اشک گرفته دلم از شب از همه تیرگی وهراس مرگ

دلم از خودم گرفته که شدم نغمه سرای دل غمگین زمان

دلم از درد گرفته که اونم داره منو تو لحظه هام جا میذاره

دلم از غصه گرفته که داره منو با عشق رفتم دیگه تنها میذاره

دلم از خودم نه بهتره بگم از تو گرفته

تو که بی رحم شدی وهوس بال زدنت تو چشم من خشکید ومرد

من مبهوت میون رفتن ونرفتنت بال میزدم

تو رو فریاد میزدم

از همه تنهاییام داد میزنم اسم تو رو

میگم ای شبای غمگین بهاری دست رنگتو بگیر وزود برو

شدی چند رنگ عزیز دیگه توی دل من جای تو نیست

برو خوش باش به سلامت خدا یارت !دلبرت دلدار تو

رفتنی برو بذار جونو بدم کنار تو

رفتنی خیلی دوستت داشتم ورفتی میدونم

رفتنی تموم شعرامو واسه تو میخونم

رفتنی یادت باشه دلم شکسته تو شکوندیش بی وفا

رفتنی برو دوستت دارم برو دست خدا