شب یلدا

 

بی تو ...بی نوازش سرانگشتانت....لبهایم...حریص...شراب خنده هایت

سکوت وهم انگیز یلدا....می ترساندم....

این جغد زشت ...این بلندای آخرین شب پاییز مرا می ترساند.

مگر نگفتی باز در شراب و بوسه و فال حافظ پنهانم می کنی

 پس ...چرا ...این خانه ....جای خالی تو را قاب می گیرد هنوز....

بی تو هرشب من یلداست از همان روز خداحافظی ..

 

اینک منم زنی تنها در  آستانه فصلی سرد

http://shabvaman.persianblog.ir

/ 0 نظر / 19 بازدید